«نشستن» از همینجا آغاز میشود. از جایی که میتوانی میان آنچه پشت سر گذاشتهای و آنچه هنوز شکل نگرفته است، درنگ کنی.نه برای اینکه متوقف شوی. برای اینکه فرصت شنیدن پیدا کنی.آنقدر که دوباره صدای خودت را بشنوی. آنقدر که دسترسیات به خودت بیشتر شود. آنقدر که بدن، ذهن و احساست دوباره با یکدیگر همنوا شوند. و آنقدر که قدم بعدی، دیگر از ترس، عادت یا انتظار دیگران آغاز نشود؛ بلکه از چیزی آغاز شود که حقیقتاً از آنِ توست.
«نشستن» بستری است برای این همنوایی.
