من امیرعلی نجفی هستم.
در تمام سالهایی که آموختهام، تجربه کردهام و با آدمها همراه شدهام، یک پرسش همواره با من بوده است:
«انسان چگونه میتواند آن چیزی را که حقیقتاً هست، در جهان زندگی و ابراز کند؟»
این پرسش، نقطهی آغاز بسیاری از انتخابهای زندگی من بوده است.
در این سالها، دانش کوچینگ را از استادانی که در سطح بینالمللی فعالیت میکنند آموختهام و همچنان در حال یادگیری و عمیقتر کردن این مسیر هستم.
در کنار آن، جهان بازیگری و رقص معاصر، دریچهای متفاوت را به روی من گشود. تجربهای که به من آموخت انسان فقط از ذهنش تشکیل نشده است؛ بدن، احساسات، کیفیت حضور و شیوهی بودن او در جهان نیز بخشی از این روایتاند.
آشنایی با تکنیکهای رهاسازی ذهن و بدن و سالها تجربهی کار با حرکت، به من کمک کرد تا نگاه جامعتری به انسان و فرایند تغییر پیدا کنم.
«نشستن» حاصل تلاقی همین تجربههاست.
رویکردی که کوچینگ، آگاهی بدنی و نگاه خلاقانه به زندگی را در کنار یکدیگر قرار میدهد؛ بستری برای درنگ، کشف و خلق.
من باور دارم که هر انسان، شیوهای یگانه برای بودن و ابراز خود در جهان دارد. اما بسیاری از ما، در میان نقشها، برچسبها و انتظاراتی که در طول زندگی به ما نسبت داده شده، بهتدریج از آن فاصله گرفتهایم.
در بستر «نشستن»، همراه آدمها میشوم تا دوباره به خودشان دسترسی پیدا کنند؛ صدای خود را واضحتر بشنوند، الگوهای ناآگاهانهی خود را ببینند و آنچه حقیقتاً از آنِ آنهاست را در زندگی و جهان پیرامونشان ابراز کنند.
تا امروز در این بستر افتخار همراهی با انسانهای بسیاری را در جلسات فردی و گروهی، دورهها و ورکشاپها داشتهام؛ مسیری که بیش از ۲۰۰۰ ساعت کوچینگ را در بر گرفته است.
اگر از من بپرسید مهمترین دستاورد این مسیر چه بوده است، برای من ارزشمندترین لحظهها زمانی رقم میخورند که انسانی دوباره به خودش دسترسی پیدا میکند.
لحظهای که چیزی در او جابهجا میشود و میگوید:
«فکر میکنم دوباره خودم را پیدا کردهام.»
شاید در نهایت، «نشستن» چیزی جز همین نباشد:
اینکه آدمها دوباره به خودشان نزدیک شوند و زندگیای را بسازند که بیشتر شبیه خودشان است.
وقتی انسان به خود نزدیکتر میشود، انتخابهایش آگاهانهتر میشوند، حضورش در زندگی واقعیتر میشود و آنچه به جهان پیرامونش میبخشد، بیش از هر زمان دیگری از حقیقت وجود او سرچشمه میگیرد.
